تبلیغات
ایستگاه خنده - بیماران روانی (طنز)
ایستگاه خنده
یکی از بهترین وبلاگ های تفریحی و سرگرمی

 

  کاربر مهمان، خوش آمدید!
       

 

 
 

-هدف این وبلاگ فقط و فقط اوردن لبخند بر لبان شما میباشد!!!
-تو نظر سنجی هم شرکت کنید
-برای دیدن تمامی مطالب به ارشیو مطالب سر بزنید
-اگر مطلب طنزی دارید در قسمت نظرات در کنید یا به ادرس alireza.ab1370@gmail.comایمیل کنید تا با نام خودتون در وبلاگ درج بشه
-در ضمن به جان خودم اگه نظر نزارید مطالب رو حلالتون نمیکنم :))
باتشکر
مدیر وبلاگ: علیرضا

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
چه جور مطالبی رو بیشتر دوست داری؟









 

 

 

 
 تعداد مطالب :
 تعداد نویسندگان :
 آخرین بروز رسانی :
 بازدید امروز :
 بازدید دیروز :
 بازدید این ماه :
 بازدید ماه قبل :
 بازدید کل :
 آخرین بازدید :
 


 
 
بیماران روانی (طنز)
 

  نوشته شده توسط علیرضا در تاریخ جمعه 8 دی 1391  
 
مرتبط با :

فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.

وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

و اما خبر بد

این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...

.....................

 حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟؟؟!!!


  ...
نظرات ()
 
 




 
 
مطالب پیشین
 

     
 
 



 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by aystgahkhandeh
Design By : wWw.Theme-Designer.Com